خرداد ماه 1388

پیام نیلوفر کبود

شمارة 123 خرداد  ماه 1388

 

اعلام برنامة ماهانه

چهارشنبه 6/3/88 - بمناسبت شهادت حضرت زهرا (س) مراسمی در منزل آقای رحیم نوری واقع در خیابان ولیعصر- بزرگراه نیایش- روبروی مجموعة ورزشی انقلاب- مجتمع مسکونی فجر- فجر 16 واحد 521 - برگزار می گردد.

پنجشنبه 14/3/88 برنامة اردوئی در بهشت زهرا (س)- مرقد حضرت امام (ره)

پنجشنبه 21/3/88- مباحث اعتقادی- نیایش

پنجشنبه28/3/88- مباحث اعتقادی- نیایش

 

------------------------------------------------------------------

 

توبه

* پس از آن، از گناهان و مخالفات، توبة خالصی کند با شرایط خود، و چون قلب را از کثافات خالی کرد، مهیای برای ذکر خدا و قرائت کتاب خدا شود و تا قِذارات و کثافات عالم طبیعت در آن است، استفادت از ذکر و قرآن شریف میسور نشود.

* پس ای عزیز، از مکاید شیطان بترس و در حذر باش و با خدای خود مکر و حیله مکن که پنجاه سال یا بیشتر شهوترانی می کنم و دَمِ مرگ با کلمة استغفار جبران گذشته می کنم، این ها خیال خام است.

* برای هر کسی، هر کاری بکند، باز جای توبه هست؛ در توبه باز است؛ رحمت خدا واسع است.

* بهار توبه ایام جوانی است که بار گناهان کمتر، و کدورت قلبی ناقصتر، و شرایط توبه سهلتر و آسانتر است.

درس عرفان در محضر حضرت امام (ره)

 

------------------------------------------------------------------

 

با نام خدا

آیا خواهیم دانست

اگر هوش و عقل ما هزار مرتبه بیش از این بشود آیا به اسرار جهان پی خواهیم برد و کلید کشف راز را پیدا خواهیم کرد یا نه؟

به عقیدة من، به فرض اینکه هوش ما هزار و بلکه صد هزار مرتبه بیش از این باشد هم به اسرار جهان پی نخواهیم برد برای این که به نزدیکترین احتمال هیچ راز حقیقی وجود ندارد که ما کشف بکنیم.

وجود رازهای پنهان و اسرار لاینحل فقط ناشی از تصورات ماست و فکر ناقص انسان طوری است که همین که چشمش به دیواری افتاد می خواهد که در قفای این دیوار وقایع و چیزهای عجیب و غریب را ببیند.

آری، اسرار جهان فقط در مغز ما وجود دارد و لاغیر.

زیرا جهان یعنی هستی و چیزی که هستی داشت به طور مطلق فاقد اسرار می شود و همه چیز در آن روشن و معلوم است.

ولی اشکال بزرگ در این جاست که ما هستی را نمی بینیم یعنی چشم و گوش و فکر ما طوری آفریده شده که قادر به مشاهده و ادراک هستی نیست و چون نابینا و نادان هستیم همه چیز در نظرمان بهت انگیز و جزو اسرار جلوه می نماید.

ما تا وقتی که این فکر و هوش را داریم به فرض این که هزار مرتبه فکرمان ترقی نماید باز همه چیز را آمیخته به اسرار می بینیم.

 

فرض کنیم

خوب است که به نیروی تفکر به یکی از ستارگان دوردست مسافرت نماییم و تصور کنیم که در این ستاره انسان هایی زندگی می کنند که هوش و عقلشان غیر از ماست و در شناسایی جهان از ما جلوتر رفته اند.

حال اگر این اشخاص در خصوص جهان- آفریننده زندگی و مرگ از ما پرسش هایی بنمایند چه پاسخی خواهیم داد؟

آنچه محقق است این که پاسخ ما در خصوص جهان و زندگی و مرگ و غیره همان افسانه هایی خواهد بود که از پدران خود آموخته ایم و این افسانه ها که با یکدیگر متناقض می باشد و در قبال ادله بدوی مقاومت نمی نماید، آن ها را به خنده در می آورد و ما در مقابل آنها خفیف خواهیم شد.

ولی برای تلافی، اختراعات صنعتی و مکانیکی خود را به رخ آنها می کشیم و انواع ماشین ها و اتوبوس ها و هواپیماها و بی سیم های خود را به آن ها نشان می دهیم.

لیکن آن ها یک مرتبة دیگر از مشاهدة اختراعات ما خواهند خندید و خواهند گفت که فایدة این اختراعات چیست زیرا کوچکترین حشرات ما هم در این کره نیازمند این اختراعات نمی باشد و اینک بگویید که آیا چیز دیگر می دانید یا نه.

ولی ما که چیز دیگر نمی دانیم سر به زیر افکنده سکوت می کنیم زیرا بزرگترین اختراع صنعتی و مکانیکی ما برای مردم آن سرزمین به قدر یک سوزن ارزش ندارد.

در جای دیگر گفتیم که یک قسمت از اختراعات مکانیکی و اکتشافات علمی ما ناشی از ناتوانی و نقص خلقت ماست.

در مبحث موریانه متذکر شدیم که این حشره با این که صدها مرتبه از انسان باهوش تر می باشد از علم طب بی خبر است زیرا احتیاجی به علم طب ندارد و مادام الحیات بیمار نمی شود.

ما هم اگر می توانستیم نظیر امواج بی سیم در یک لحظه به دورترین نقاط جهان برویم نیازمند اتومبیل و هواپیما نبودیم و به فکر این دو اختراع نمی افتادیم و در عین حال توانایی و دانایی ما هزار مرتبه بیش از کسانی بود که با اتومبیل یا هواپیما مسافرت می نمایند.

برگرفته از کتاب جهان بزرگ و انسان- اثر موریس مترلینگ

 

------------------------------------------------------------------

 

آسیب شناسی دینی از منظر استاد شهید مطهری

مهجوریت قرآن در بین مردم و روحانیون!!

ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست، چرا در مدرسه ها قرآن یاد نمی گیرند، حتی به دانشگاه هم که می روند از خواندن قرآن عاجزند؟ البته جای تأسف است که این طور است. اما باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کرده ایم ، آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل داشته باشد؟!

عجبا که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست. قرآن در میان خود ما مهجور است و توقع داریم نسل جدید به قرآن بچسبد. الآن ثابت می کنم که چگونه قرآن در میان خود ما مهجور است.

اگر کسی علمش علم قرآن باشد، یعنی در قرآن زیاد تدبّر کرده باشد، تفسیر قرآن را کامل بداند، این آدم چقدر در میان ما احترام دارد؟ هیچ.

اما اگر کسی کفایه آخوند ملا کاظم خراسانی را بداند، یک شخص محترم و باشخصیتی شمرده می شود. پس قرآن در میان ما مهجور است و در نتیجه همین اعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شده ایم. ما مشمول شکایت رسول خدا(ص) هستیم که به خدا شکایت می کند: یارَبَّ اِنَّ قَوْمی اتَّخَذُوا هذَاالْقُرآنَ مَهْجُوراً .

یکی از فضلای خودمان در حدود یک ماه پیش مشرف شده بود به عتبات. می گفت خدمت آیت الله خویی(سلمه الله تعالی) رسیدم، به ایشان گفتم چرا شما درس تفسیری که سابقاً داشتید ترک کردید، (ایشان در هفت هشت سال پیش درس تفسیری در نجف داشتند، و در قسمتی از آن چاپ شده) ایشان گفتند موانع و مشکلاتی هست در درس تفسیر. گفت من به ایشان گفتم: علامه طباطبایی که در قم به این کار ادامه دادند و بیشتر وقت خودشان را صرف این کار کردند چطور شد؟ ایشان گفتند: آقای علامه «تضحیه» کرده اند. یعنی آقای طباطبایی خودشان را قربانی کردند، از نظر شخصیت اجتماعی ساقط شدند، و راست گفتند.

عجیب است که در حساسترین نقاط دینی ما اگر کسی عمر خود را صرف قرآن بکند به هزار سختی و مشکل دچار شود. از نان، از زندگی، از شخصیت، از احترام، از همه چیز می افتد، و اما اگر عمر خود را صرف کتابهایی از قبیل کفایه بکند صاحب همه چیز می شود، در نتیجه هزارها نفر پیدا می شوند که کفایه را چهارلا بلدند یعنی خودشان را بلدند، رد کفایه را هم بلدند، رد رد او را بلدند، رد رد رد او را هم بلدند اما دو نفر پیدا نمی شود که قرآن را به درستی بداند!!! از هر کسی دربارة یک آیة قرآن سؤال شود، می گوید باید به تفاسیر مراجعه شود. عجیب تر اینکه این نسل که با قرآن این طور عمل کرده، از نسل جدید توقع دارد که قرآن را بخواند و قرآن را بفهمد و به آن عمل کند.

 

------------------------------------------------------------------

 

شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد

الگوی شوهرداری

یک روز صبح امیرالمؤمنینu به فاطمه(س) گفت: آیا چیزی در منزل هست بخوریم؟

فاطمه(س) گفت: سوگند به کسی که پدرم را به نبوت و تو را به وصایت برگزید چیزی در منزل نیست تا برای شما آماده کنم و دو روز است که چیزی در منزل نبوده است مگر کمی که آنهم تو را بر خود و حسن و حسین مقدم داشتم.

امام علیu گفت: ای فاطمه! چرا نگفتی تا چیزی برای شما تهیه کنم؟

فاطمه(س) گفت: یا اباالحسن! من از خداوند شرم دارم که شما را به آنچه توان نداری وادار کنم.

(چون می دانستم توانائی خرید چیزی را نداری درخواستی نکردم).

 

------------------------------------------------------------------

 

سالها می گذرد حادثه ها می آید       انتظار فرج از نیمة خرداد کشم

صحبت دربارة سه موضوع

قبل از 15 خرداد 1342 بود. رژیم که می دید موج انقلاب سراسر ایران را فرا گرفته است، علما و گویندگان روحانی تهران را به ساواک احضار کرده بود و به آنها گفته بود: « ما نمی خواهیم به شما بگوییم که به طور کلی از دولت انتقاد نکنید و هیچ حرفی نزنید؛ و در منابر و مساجد، از مسایل سیاسی سخنی به میان نیاورید. ولی از شما می خواهیم که دربارة سه موضوع حرف نزنید. علیه شاه صحبت نکنید، علیه اسرائیل هم صحبت نکنید و مرتّب نگویید اسلام در خطر است. غیر از این سه موضوع، هرچه می خواهید بگویید! »

این خبر که به گوش امام رسید، در سخنرانی روز 13 خرداد، علیه اسرائیل سخن گفتند و فرمودند: « ... اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت روحانیت باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت مسلمان باشد، اسرائیل می خواهد این ملّت را به خاک و خون بکشد، اسرائیل می خواهد در این مملکت زراعت را فلج کند، تجارت را از بین ببرد،... »

بعد هم خطاب به شاه گفتند: «... بدبخت! بیچاره! 45 سال از عمرت می رود، یک کمی تأمل کن، یک کمی تدّبر کن. من نمی خواهم یک روزی اگر اربابها بخواهند تو را ببرند، مردم جشن و چراغانی کنند،... »

آن روز حضرت امام، چنان بت شکنی کردند که در تاریخ کم نظیر بود.

/ 0 نظر / 9 بازدید