اسفند ماه 1387

پیام نیلوفر کبود

شمارة 120   اسفند ماه 1387

 

اعلام برنامة ماهانه

پنجشنبه 1/12/87  -   روزه داری و  صرف افطار در بیت الزهرا (س) - نیایش.

پنجشنبه 7/12/87    به مناسبت رحلت پیامبر اکرم r و شهادت امام حسن u و شهادت امام رضا u مراسمی در منزل آقای غیاثی واقع در خیابان هشت بهشت، کوی شهریور، پلاک 24 از نماز مغرب و عشا برگزار می گردد.

پنجشنبه 15/12/87    (شب شهادت امام حسن عسکری u ) مباحث اعتقادی و نیایش.

پنجشنبه 22/12/87    مباحث اعتقادی و نیایش.

 

------------------------------------------------------------------

 

غرور

¯ هان ای عزیز! از خواب گران برخیز! و از این غرور شیطانی بپرهیز که این غرور انسان را به هلاکت ابد رساند، و از قافلة سالکان بازدارد، و از کسب معارف الهیّه که قرّة العین اهل الله است محروم کند.

بدان که با غرور، مواعظ الهیّه و دعوت های انبیاء و موعظتهای اولیاء اثر نکند؛ زیرا که غرور ریشة همه را بنیان کَن کُند، و این از دام های بزرگ و نقشه های دقیق ابلیس و نفس است که انسان را از فکر خود و فکر مرض های خود ببرد، و موجب نسیان و غفلت شود، و اطبای نفوس از علاج او عاجز شوند، و یک وقت به خود آید که کار از اصلاح گذشته و راه چاره به کلی مسدود شده.

¯ هیچ گاه به کمالات خود مغرور مشو؛ که غرور از شیطان است. همیشه به خود بدبین باش، و از سوء عاقبت در ترس و هراس باش.

درس عرفان در محضر حضرت امام (ره)

 

------------------------------------------------------------------

 

دوستان

جهت تهیه مایحتاج افراد مستحق؛ نیازمند همکاری شما هستیم. لطفاً مبالغ جمع آوری شدة صندوق صدقات هیئت را هر چه سریعتر به ما برسانید.

 

------------------------------------------------------------------

 

با نام خدا

درخواب

بارها در کتاب های خود گفته و باز هم عرض می کنم: یکی از عواملی که ممکن است برای حل اسرار این جهان کمک شایانی به ما بنماید بررسی دقیق و مرتب در «رؤیا» است.

وقتی که ما می خوابیم و خواب می بینیم و در عالم رؤیا مناظر مختلفی به چشم ما می رسد و حوادث متنوعی برای ما اتفاق می افتد، خوب درک می کنیم که گذشته و آینده برای ما معنی ندارد و فقط در همین موقع است که استنباط می نماییم که گذشته و آینده و امروز و دیروز چیزهایی است که ناشی از مغز محدود و ناتوان ماست.

من در کتاب خود به عنوان میزبان ناشناس تا آن جایی که مغز ناتوانم اجازه می داده است در این خصوص بحث کرده و گفته ام که یکی از بهترین وسایل برای ادراک معضلات گیتی بررسی در خواب ها ست و اگر نوع بشر از آغاز زندگی خویش ثلث توجهی را که به شکم و لباس خویش بذل می نماید به رؤیا بذل می کرد، شاید امروز قسمتی از اسرار جهان ما کشف شده بود.

این بنده با بضاعت علمی حقیر خود توانسته ام قدری در این باب بررسی بکنم و بررسی های من هم متکی به اسلوب مرتب و منظمی بوده زیرا مدت بیست سال هر شب کتابچه ای بالای سر خود گذاشته و به محض این که از خواب بیدار می شدم بدون این که چراغ را روشن نمایم با کمال سرعت مناظری را که در خواب دیده بودم روی صفحات کتابچه یادداشت می کردم که مبادا بر اثر روشن کردن چراغ مناظر و حوادث عالم رؤیا را فراموش نمایم.

پس از دمیدن روز و برخاستن از بستر، آنچه را در تاریکی روی صفحات کتابچه نوشته بودم در دفتر دیگری پاکنویس نموده و سپس یادداشت های پاکنویس شده را بایگانی می کردم. اشکاف هایی که یادداشت های مربوط به رؤیا در آن بایگانی می شد ده قسمت بود که در هر قسمت از آن ها یک نوع یادداشت بایگانی می گردید از این قرار:

یادداشت های راجع به خواب هایی که مربوط به کارهای ادبی من بوده است.

یادداشت های راجع به خواب های مربوط به مردگان من و یادداشت های راجع به خواب هایی که به مسائل عشقی من ارتباط داشته است و غیره.

نتایج حاصله از این بایگانی را که نتیجة خواب های بیست سالة من بوده است مفصل در کتاب «میزبان ناشناس» به عرض رسانیده ام و در این جا می خواهم نکتة دیگری را عرض کنم و آن این است که وقتی ما مردگان خود را در خواب می بینیم، از آن ها بیمناک نیستیم و آن ها را مرده نمی پنداریم و تصور می کنیم که زنده هستند و به عبارت صحیح تر در تمام مدت بیست سال که من خواب های خود را بایگانی کردم، شخصاً یک مرده را در خواب ندیدم که مرده باشد، بلکه همواره او را زنده می دیدم و در خواب هرگز موضوع مرگ به فکر من نرسیده است.

مثلاً هنگامی که با بومی های مهیب در کشاکش بودم و یا شیر و اژدها و جانورانی که درموقع بیداری قادر به تصور آن ها نیستم مرا تعقیب می کردند و من فرار می نمودم گرچه خیلی بیمناک بودم ولی هرگز به فکر من نمی رسید که ممکن است بمیرم و یا پایان این کشاکش مرگ است.

شخصی که خوابیده است در عالم رؤیا از مرگ خبر ندارد و گرچه ممکن است که مرگ دوستان و برادران خود را در خواب ببیند، ولی در مورد خودش از مرگ بی اطلاع است و شخصاً بیمی از آن ندارد.

انگار که این شخص می داند که مرگ حقیقی در جهان وجود ندارد و آنچه را ما به نام مرگ می خوانیم جز تغییر لباس و تغییر شکل چیزی نیست.

برگرفته از کتاب خداوند بزرگ من موریس مترلینگ

 

------------------------------------------------------------------

 

آسیب شناسی دینی از منظر استاد مطهری

در میان علمای شیعه در سه چهار قرن پیش افرادی پیدا شدند که معتقد بودند قرآن حجت نیست. اینها از میان منابع چهارگانة فقه که از طرف علمای اسلام به عنوان معیار شناخت مسائل اسلامی عرضه شده بود یعنی قرآن و سنت و عقل و اجماع، سه منبع را قبول نداشتند. در مورد اجماع می گفتند این رسم سنی ها ست و نمی توان از آن تبعیت کرد. در خصوص عقل می گفتند با این همه خطای عقل اعتماد به آن جایز نیست. اما در مورد قرآن محترمانه ادعا می کردند که قرآن بزرگتر از آن است که ما آدم های حقیر بتوانیم آن را مطالعه کنیم و در آن بیندیشیم؛ فقط پیامبر و ائمه حق دارند در آیات قرآن غور کنند، ما فقط حق تلاوت آیات را داریم. این گروه همان اخباریّین هستند.

اخباریین تنها مراجعه به اخبار و احادیث را جایز می دانستند. شاید تعجب کنید اگر بدانید در بعضی از تفاسیری که توسط این افراد نوشته شد در ذیل هر آیه اگر حدیثی بود آن را ذکر می کردند و اگر حدیثی وجود نداشت از ذکر آیه خودداری می کردند آن طور که گویی اصلاً آن آیه از قرآن نیست.

این عمل یک نوع ظلم و جفا بر قرآن بود. و پیداست جامعه ای که کتاب آسمانی خود، آن هم کتابی مانند قرآن را به این شکل طرد کند و آن را به دست فراموشی بسپارد هرگز در مسیر قرآن حرکت نخواهد کرد. بجز اخباریون گروه های دیگری نیز بودند که قرآن را دور از دسترس عامه می دانستند. از جملة اینان اشاعره را می توان نام برد که معتقد بودند شناخت قرآن معنایش تدبر در آیات قرآن نیست بلکه معنای آن فهم معانی تحت اللفظی آیات است،‌ معنایش این است که هر چه از ظاهر آیات فهمیدیم همان را قبول کنیم و کاری به باطن آن نداشته باشیم. طبیعی است که این شیوة برخورد با قرآن خیلی زود باعث انحراف و گمراهی می شود زیرا اینان ناگزیر از توضیح معنای آیات بودند اما چون عقل را تعطیل کرده بودند قهراً نوعی برداشت عوامانه از قرآن برایشان حاصل می شد. آنها به دلیل همین طرز تفکر خیلی زود از جادة درک صحیح منحرف شدند و اعتقادات نادرستی پیدا کردند. از جمله این که به تجسم (یعنی جسم بودن خدای تعالی) و صدها اعتقاد انحرافی دیگر نظیر امکان رؤیت خدا با چشم و گفتگو با خدا با زبان بشری قائل شدند.

در مقابل گروهی که اساساً قرآن را رها کرده بودند، گروهی دیگر پیدا شدند که آن را وسیلة رسیدن به هدف ها و اغراض خود قرار دادند. اینان در هر زمینه ای که منافعشان اقتضا می کرد به تأویل آیات قرآن پرداختند و مسائلی را به قرآن نسبت دادند که اساساً روح قرآن از آنها بی خبر بود. در مقابل هر اعتراضی هم پاسخ این گروه این بود که باطن آیات را تنها ما می دانیم و این معانی که می گوییم از شناخت باطن آیات به دست آمده اند.

قهرمانان این جریان در تاریخ اسلام دو گروهند: اول اسماعیلیه که به آنها باطنیه هم می گویند و دوم متصوفه. اسماعیلیه بیشتر در هندوستان و کم و بیش در ایران هستند. اینها یک دوره حکومت نیز تشکیل دادند که حکومت فاطمیان مصر بود. اسماعیلیان به اصطلاح شیعة شش امامی هستند ولی به طور قطع، اجماع و اتفاق تمام علمای شیعة دوازده امامی این است که این شش امامی ها از هر غیر شیعه ای از تشیع دورترند؛ یعنی حتی اهل تسنن که هیچ یک از ائمة شیعه را آن گونه که شیعه اعتقاد دارد قبول ندارند، به اهل تشیع نزدیکتر از این به اصطلاح شیعه های شش امامی هستند. اسماعیلیان به واسطة باطنی گرایشان خیانتهای زیادی در تاریخ اسلام مرتکب شدند و نقش بزرگی در ایجاد انحراف در مسائل اسلامی داشتند.

ادامه دارد

 

------------------------------------------------------------------

 

به مناسبت رحلت پیامبر r و شهادت امام حسن u  و شهادت امام رضا u

چهارشنبه 7/12/1387

 

------------------------------------------------------------------

 

پرهیز از غضب

مردی به پیامبر r عرض کرد یا رسول الله! مرا تعلیم ده!

حضرت فرمود: برو و غضب نکن.

آن مرد گفت: همین مرا بس است و به جانب قبیلة خود رفت. ناگهان در میان طایفه اش جنگی در

/ 1 نظر / 14 بازدید
فضول باشی

سلام. برنامه ماهانه تان را خواندم. بسیار پر انرژی و شاد است. اگر ربطی بین شادی و طول عمر وجود داشته باشد شما حتما عمری بیشتر از نوح پیامبر (ع) خواهید داشت. انشاالله.