اردیبهشت ماه 1388

پیام نیلوفر کبود

شمارة 122 اردیبهشت ماه 1388

 

اعلام برنامة ماهانه

پنجشنبه 3/2/88  -   روزه داری و صرف افطار در بیت الزهرا (س)

پنجشنبه 10/2/88  - (شب میلاد حضرت زینب (س)) مباحث اعتقادی و نیایش.

پنجشنبه 17/2/88    به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) مراسمی در منزل آقای غیائی واقع در خیابان هشت بهشت، کوی شهریور، پلاک 24 برگزار می گردد.

پنجشنبه 24/2/88    مباحث اعتقادی و نیایش.

پنجشنبه 31/2/88    مباحث اعتقادی و نیایش.

 

------------------------------------------------------------------

 

نظم و حضور قلب در عبادت

@ در هر حال انسان متعبّد باید اوقات عبادتش موظف باشد، البته اوقات نماز را که مهمترین عبادت است باید حفظ کند و آنها را در اوقات فضیلت بجا آورد و در آن اوقات برای خود شغل دیگری قرار ندهد و همانطور که برای کسب مال و منال و برای مباحثه و مطالعه وقت موظف قرار می دهد برای این عبادات نیز قرار دهد که در آن وقت فارغ از امور دیگر باشد تا حضور قلب که مغز و لُبّ عبادات است برای او میسور شود.

درس عرفان در محضر حضرت امام (ره)

 

------------------------------------------------------------------

 

با نام خدا

چشم ما

ای وای بر نقصان خلقت ما که ناچاریم همه چیز را از دریچة چشم خود مشاهده نماییم و به همین جهت همین که چشم ما چیزی را دید، به وجودش ایمان می آوریم و همین که ندید آن را «نیستی» می پنداریم.

روشنایی همین ستاره که اکنون به چشم شما می رسد و بالنتیجه جزو «هستی» است دیروز به چشم شما نمی رسید، با این وصف وجود داشت و شاید چندین میلیون سال قبل از تولد شما به وجود آمده و تمام این مدت در راه بود تا اکنون به چشم شما رسیده و روشنایی ستارة مذکور یک هستی و موجودی بود که چشم شما تا دیروز توانایی دیدار آن را نداشت.

آری، همه چیز وابسته به بینایی چشم ماست.

مکان خالی

دانشمندان امروز می گویند که فضای خالی موجود در فضا به قدری زیاد است که دو هزار برابر فضای پر را تشکیل می دهد و اگر هر یک از ذرات هوا را به اندازة یک متر فرض کنیم دو هزار متر اطراف آن خالی است.

به قول همین دانشمندان، ستارگان عظیم جهان هم نسبت به فضا همین حالت را دارند و در پرجمعیت ترین نقاط عالم که کهکشان است شمارة ستارگان نسبت به فضای خالی اطراف آن ها خیلی کم است و مثل این می ماند که شما از دهکدة کوچکی حرکت کنید و پس از طی صدها فرسخ که فاقد آبادی است به دهکدة دیگر برسید که فی المثل یکی از ستارگان کهکشان است.

حالا می خواهیم بدانیم که فضای خالی یعنی چه و چه جور چیز است.

ولی آن هایی که مقدمات علوم را دریافته اند می دانند که هوا خالی نیست، بلکه پر از گازهایی است که اگر وجود نمی داشت ما می مردیم زیرا بر اثر استشمام همین گازهاست که زنده هستیم.

آن وقت می گوییم هوایی که باعث ادامة زندگی ماست چندان کلفتی ندارد و همین که کمی از زمین بالا رفتیم هوا به تدریج رقیق و سپس محو می شود و ما وارد فضای عظیم بین ستارگان جهان می شویم که به هیچ وجه هوا ندارد.

اگر بپرسید که در فضای عظیم بین ستارگان چه وجود دارد، خواهند گفت که فضای مزبور پر از اتر یا اثیر است و اگر بپرسید اثیر یا اتر چیست، نمی توانند پاسخ بدهند و پس از پیچ و خم های زیاد به این نتیجه می رسند که اتر همان فضای خالی و فضای خالی همان اتر است و لی این نتیجه جز لفاظی چیزی در بر ندارد و حاوی معنای قانع کننده ای نیست.

تنها وسیله ای که با آن می توانیم فضای خالی را نزد خود مجسم نماییم داخل لامپ چراغ برق است که به ظاهر هوای آن را خارج کرده اند ولی می دانند که هوای داخل لامپ چراغ برق به کلی خارج نشده و هنوز ماشینی اختراع نکرده اند که بتوانند هوای داخل لامپ چراغ برق و یا هر محفظة دیگر را به طور کامل خارج نمایند و با وسایل کنونی، بعد از تخلیة لامپ، هنوز مقداری زیاد هوا درون آن می ماند.

تازه اگر ماشینی اختراع کردند که به کلی هوای یک محفظة بزرگ و یا کوچک را خارج کرد، ما نمی دانیم پس از خروج هوا چه چیز جای آن را گرفته است و عاقبت درنخواهیم یافت که خلاء مطلق یعنی فضایی که هیچ در آن نباشد چگونه چیز است.

تنها چیزی که می توانیم بگوییم این است که فضای خالی چیزی است که چشمان ما آن را نمی بیند و مغز ما آن را ادراک نمی نماید.

برگرفته از کتاب خداوند بزرگ من موریس مترلینگ

 

------------------------------------------------------------------

 

به مناسبت 12 اردیبهشت روز شهادت استاد مطهری

آسیب شناسی دینی از منظر استاد مطهری

نباید بچه اش را همیشه به آدابی که خود دارد مؤدّب بکند. در زمانی که تو بودی، ادب تو اقتضا می کرد که نوشتن را بیاموزی، اما بعد ماشین تحریر و ماشین پلی کپی پیدا شد. تو خودت خط نوشتن را بلد بودی، در زمان بعد دیگر نوشتن کافی نیست، باید ماشین کردن را هم بلد بود. در زمان جنابعالی وسیلة حمل و نقل اسب بود، شما می بایستی اسب سواری یاد می گرفتی، اما حالا یک مسئلة دیگر در کار است و آن رانندگی است. در زمان تو این هنر وجود نداشت ولی در زمانی که بچه ات می خواهد زندگی بکند دیگر اسب سواری معنی ندارد، باید به او رانندگی یاد بدهی. دیگر اینجا نباید کج سلیقگی به خرج داد و گفت همان کاری که من بلدم باید بچة من هم انجام بدهد. نه، لا تُؤدَّبوا اَوْلادَکُمْ بِاَخْلاقِکُم لِاَنَّهُمْ خُلِقوالِزَمانٍ غَیْرِ زَمانِکُمْ.

مثلا کسی بر اثر جهل و جمود می گوید چون من خودم عطاری و زردچوبه فروشی کارم بوده است، بچة من هم باید همین کار را بکند. فکر نمی کند که الان کارهایی پیدا شده است که صد مرتبه بیشتر، هم برای دنیای خودش و هم برای آخرتش مفید است. اینها دیگر جمود است. این حساب حساب آداب است پس آیا اخلاق با مقتضیات زمان عوض می شود؟ خیر. آیا مقتضیات زمان آداب را عوض می کند؟ بله.

سرکوب غرایز

اگر تجربه کرده باشید، افرادی هستند که فن تربیت را نمی دانند، نمی دانند در تربیت، تمام قوایی که در وجود انسان هست حکمت و مصلحتی دارند. اگر در ما غرایز شهوانی هست، لغو و عبث نیست ما باید این غرایز شهوانی را در حد احتیاج طبیعی اشباع کنیم، یک حدی دارند، یکی حقی دارند، یک حظی دارند، حظ این ها را به اندازة خودشان باید بدهیم. مثل این است که شما اسبی یا سگی در خانه تان داشته باشید، اگر این اسب را برای سواری یا این سگ را برای پاسبانی می خواهید، این اسب یا سگ احتیاج به خوراک دارد، خوراکش را باید بدهی. حالا یک آدم های کج سلیقه ای پیدا می شوند که به خودشان یا بچه شان که تحت کفالت تربیتشان است، فشار می آورند. بچه احتیاج به بازی دارد و خود این احتیاج به بازی یکی از حکمت های پروردگار است؛ یک مقدار انرژی در وجود کودک ذخیره است که او فقط به وسیلة بازی می تواند این انرژی را دفع بکند، بچه غریزه ای دارد برای بازی کردن. حالا انسان اشخاصی را می بیند که می گویند می خواهم بچه ام را تربیت کنم. خوب، چطور می خواهی تربیت کنی؟  نمی گذارد بچة پنج شش ساله برود با بچه ها بازی بکند، هر مجلسی که خودش می رود بچه را هم می برد برای این که تربیت شود، جلوی خندة او را می گیرد، جلوی خوراک او را می گیرد. یا یک افرادی پیدا می شوند (ما دیده ایم) که چون خود او معمّم است، یک عبا و عمامه و نعلین تهیه می کند، بچّة هشت ساله را عمّامه سرش می گذارد، عبا به دوشش می اندازد و همراه خودش این طرف و آن طرف می برد. بچه بزرگ می شود در حالی که احتیاجات طبیعی وجودش برآورده نشده است، همه اش به او گفته اند خدا، همه اش گفته اند قیامت، همه اش گفته اند آتش جهنم. تا در سنین بیست و چند سالگی این قوای ذخیره شده، این شهوت ها و تمایلات اشباع نشده یک مرتبه زنجیر را پاره می کند. این بچه ای که شما می دیدید در اثر تلقین پدر در دوازده سالگی نمازش بیست دقیقه طول می کشید، نماز شب می خواند، دعا می خواند، یک مرتبه می بینید در بیست و پنج سالگی یک فاسق و فاجری از آب در می آید که آن سرش ناپیداست. چرا؟ برای این که شما به بهانة مقامات عالیه روح، سایر غرایز او را سرکوب کرده اید. البته در غریزة بچه خدا بوده است، قیامت و عبادت بوده است، اما شما این غریزه خدا و عبادت و این ها را در حالی در این بچه تقویت کرده اید که جلوی سایر غرایز او را گرفته اید، سایر غرایز او را حبس کرده اید، عصبانی و ناراحت کرده اید، به زندان انداخته اید، حق و حظ آنها را نداده اید، دنبال فرصتی می گردند. در یک فرصتی که برایشان پیش می آید، در یک وقت که بچّه فیلمی را تماشا کند یا در مجلسی با یک زن جوان آشنا بشود، همان کافی است که این نیروهای ذخیره شدة سرکوب شده، یک مرتبه زنجیرها را پاره بکند و بکلی تمام آن ساختمانی را که پدر در وجود او به غلط ساخته است ویران سازد. درست مثل باروتی که منفجر بشود، منفجر می شود.

 

------------------------------------------------------------------

 

گلهای باغ خاطره

احوالپرسی

یک روز که آشپزمان «کبری خانم» مریض بود، حضرت امام را دیدم که پشت پنجره ایستاده اند. بیرون آمدم و گفتم: «آقاجان کاری دارید؟» حضرت امام گفتند: «آمدم حال کبری خانم را بپرسم، شما مراقبش باشید، او را پیش دکتر ببرید و به او برسید.»

من باورم نمی شد که کسی این قدر به کارگرش عزّت بگذارد، ملاحظه او را بکند. حضرت امام خیلی به کارگرانش عزّت می گذاشت.

 

------------------------------------------------------------------

 

نان و پنیر خوشمزه تر از کالباس است

به دلیل این که کارخانه های نوشابه سازی آن زمان متعلق به فرقه ضاله بهائیت بود آقای رجایی ضمن این که بچه ها را از غیر بهداشتی بودن خرید برخی مواد خوراکی از خارج از مدرسه نهی می کرد برای این که دانش آموزان از نوشابه استفاده نکنند که منافع آن باعث تقویت فعالیت این فرقه استعماری می شد می گفتند وقتی ما می توانیم دوغ بخوریم که می دانیم از ماست تهیه می شود و این خصوصیت ها را هم دارد چه لزومی دارد برویم و نوشابه ای را بخریم که نمی دانیم از چه درست شده و یا چه خاصیتی دارد؟ و یا چون در آن زمان معروف بود که برای خوشمزه کردن کالباس ها مقداری از گوشت خوک در آن مخلوط می کنند ایشان همین را مثال می زد و می گفت وقتی ما می توانیم با نان و پنیری که برای ما بهداشتی بودن آن محرز است بسازیم چرا این چیزها را که معلوم است که غیر بهداشتی هستند بخریم و بخوریم.

ایشان از آن تیپ معلم هایی نبود که بگوید من چه کار دارم که بچه ها در بیرون از مدرسه چه می کنند و چه می خورند بلکه در خودشان نسبت به آنها احساس مسئولیت پدرانه ای احساس می کردند.

از کتاب خاطرات شهید رجایی

 

------------------------------------------------------------------

 

من تا جمعه بی کارم

خری در حال جان کندن بود، روباهی آمد بالای سرش نشست، خر گفت: چرا این جا نشسته یی؟ گفت: نشسته ام که تو بمیری از گوشتت بخورم. گفت: من تا چهارشنبه نخواهم مرد. روباه گفت من تا جمعه بی کارم.

 

----------

/ 0 نظر / 8 بازدید