مرداد ماه 1387

پیام نیلوفر کبود

شمارة 113 مرداد ماه 1387

 

اعلام برنامة ماهانه

پنجشنبه 3/5/87  -  روزه داری و صرف افطار   در بیت الزهرا (س)

پنجشنبه 10/5/87  مباحث اعتقادی و نیایش

پنجشنبه 17/5/87    به مناسبت میلاد با سعادت امام حسین u ، حضرت عباس و امام سجاد u مجلسی از ساعت '7.30 در بیت الزهرا (س) برگزار می گردد. (لطفاً با خانواده تشریف بیاورید)

پنجشنبه 24/5/87    برنامة اردوئی شاه عبدالعظیم حسنی

پنجشنبه 26/5/87    به مناسبت میلاد با سعادت امام عصر (عج) مجلس جشنی از نماز مغرب و عشاء در  بیت الزهرا (س) برگزار می گردد. (لطفاً با خانواده تشریف بیاورید)

پنجشنبه 31/5/87    مباحث اعتقادی و نیایش

 

------------------------------------------------------------------

 

تزکیه و سلوک

¯ باید دانست که اگر انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکیة آن برنیاید و نفس را سَرِ خود بار آورد، هر روز، بلکه هر ساعت بر حجاب های آن افزوده شود، و از پس هر حجابی، حجابی، بلکه حُجُبی برای او پیدا شود تا آن جا که نور فطرت به کلی خاموش و مُنطفی شود.

¯آیا نیامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآییم؟ سرمایه جوانی را به رایگان از دست دادیم، و با غرور نفس و شیطان، جوانی را که باید با آن سعادت های دو جهان  را تهیه کنیم از کف نهادیم، اکنون نیز در صدد اصلاح بر نمی آییم تا سرمایة حیات هم از دست برود، و خُسران تامٌ و شقاوت کامل از این دنیا منتقل شویم.

درس عرفان در محضر حضرت امام (ره)

 

------------------------------------------------------------------

 

با من بیا

وسیله وصل

عصا، مادر زاد عصا نبود شاخه ای بود سبز، خرم، و نه در دست این و آن بلکه بالای درخت و پر برگ و ریشه دار و رو به رشد و چشم نواز اما بیچاره از درخت که اصل او بود و هستی خود را از او داشت برید یا بریده شد و از آن پس، روز به روز خشک و خشکیده تر شد و چه زخم ها که از اره ها و رنده های نجاران دید و چشید و برای همیشه آلت دست سرافکنده، و به دست آدم های نا توان و بیمار افتاد و همواره تحت فشار آنها قرار گرفت و عاقبت الامر هم خواهد شکست و یا خواهد سوخت و یا از دور خارج شده و به دور افکنده می شود.

برادر خوبم! ما آدم ها چیزی شبیه شاخه هاییم و آنچه داریم از خداست و تا با خداییم سبز و شاداب و پر طراوت و زنده ایم و پیوسته در حال رشد و روز به روز نیرومندتر و در یک سخن هر روزمان بهتر از دیروز خواهد بود.

اما اگر خدای ناکرده اهل گناه و عصیان شویم سرگذشت عصا سرنوشت ما خواهد شد یعنی می خشکیم و آلت دست می شویم و هر روز دست کسی می افتیم آن هم کسانی که: فی قلوبهم مرض، یعنی بیمار دل اند، و چه فشارها و استرس ها و اضطراب ها که باید متحمل شد و دم هم بر نیاورد، ذلیل می شویم و خوار و سرافکنده و روز به روز شکسته تر و آسیب پذیر تر و عاقبت هم درکام آتش خشم خدا برای همیشه خاک و خاکستر می شویم.

پس هر چه هست در ارتباط با خداست و هیچ چیز برای انسان جای خدا را پر نمی کند.

حافظ چه زیبا می گفت:

باده و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش  بی یار  مهنا  نشود  یار  کجاست

یعنی اگر خدا نباشد هیچ لذتی جای او را پر نمی کند.

یا من یکفی من کل شئ

ولا یکفی منه شئ

ای خدایی که جای همه چیز را پر می کنی اما هیچ چیز جای تو را پر نمی کند. همچنان که برای ماهی هیچ چیز دریا نمی شود.

بگذریم که همین ماهی گاهی خام شده و به ساحل آمده و کرمکی معلق را در آب می بیند و با چه ولع و حرص و شتابی به سمت آن هجوم می آورد و دهان را گشوده تا آن را طعمه خود سازد غافل از آنکه در دل این کرم، قلابی تمیز جای گرفته که  جانش را خواهد گرفت چون همین که نیش قلاب را میچشد شست صیاد خبر شده و او را بالا می کشد و همین که از دریا بی اختیار بیرون میزند به تب و تاب افتاده و چه لرزه ای به اندامش افکنده می شود و تازه می فهمد که چه داده و چه برداشته است، آری دریا را به همه عظمت و وسعت داد و کرمکی کوچک برداشت!

و سزای او چیزی جز در دل آتش نشستن و کباب شدن نخواهد بود.

و خدا همان دریاست. اما بیاییم ما همان ماهی نباشیم و این دریای بی انتها و بی کرانه را به هوای چیزهای ناچیز نبازیم وگرنه دل آتش نشیمنگاه ما خواهد بود.

برادر خوبم! آب  حیات با خداست و دیگران جز آتش چیزی با خود ندارند.

و گیریم آتش را با خود نداشته بلکه آنها نیز آب حیات را با خود داشته باشند تازه حکایت خداوند و آنها حکایت دریا و حوضچه است و یک حوضچه اگر آبی هم با خود دارد از دریاست اما آبی کم و ناچیز و خرد.

ز آب خرد ماهی خرد خیزد

و ماهی در آب خرد کوچک و حقیر می ماند زیرا جایی برای رشد ندارد.

همچنان که موج های یک حوضچه ارتفاعی نداشته و چندان بالا نمی رود اما موج های دریا چه قامتی می کشند و چه بالا می روند و چه عظمتی دارند.

انسان هم وقتی با دیگران باشد و نه خدا، وقتی که دل به دیگران ببندد و نه خدا؛ تازه می شود مثل موج های یک حوضچه یعنی بالا نمی رود و اگر هم برود چندان بالا نیست، زیرا بالایی و بلندی تنها نزد خداست و بلند مرتبه اوست و بس.

پس بیاییم با او باشیم و با او ربط و رابطه ای پیدا کنیم.

و چیزی که می تواند این زمینه را فراهم سازد و وسیله وصل ما به او باشد نماز است.

 

------------------------------------------------------------------

 

شگفتی های آفرینش از زبان امام جعفر صادق (u)

[حکمت محروم بودن عدّه ای از چشم و گوش و عقل]

ای مفضّل! در حال کسی که از داشتن دیده محروم است اندیشه کن. بنگر که چگونه در کارش نارسایی پدید می آید. این شخص قدمگاهش را نمی شناسد، مقابلش را نمی بیند، رنگ ها را از هم باز نمی شناسد، زشت و زیبا را تفاوت نمی دهد. اگر ناگاه بر گودالی مُشرِف شود آن را نمی بیند. اگر دشمنی به او هجوم برد نمی شناسدش. به درستی توان کتابت و تجارت و صیاغت (زرگری، ریخته گری) ندارد. تا جایی که اگر از ذهن و اندیشه برخوردار نباشد همانند یک سنگِ در حال سقوط است.

همچنین کسی که نمی شنود، نارسایی بسیار درکارش پدید می آید. روح و لذت مخاطبه (گفت و شنود) و محاوره را از دست می دهد. از نغمه های دلربا و الحان راحت افزا محروم است، برای مردم گفتگو با او بسیار دشوار و ملال آور می شود. مانند یک غایب مرده بدرستی از اخبار مردم آگاه نمی شود در حالی که همه چیز را مشاهده می کند و زنده است.

امّا اگر عقل و اندیشه نداشته باشد، به حیوان می ماند و چه بسا بسیاری از مصالح حیوانات را نداند و نتواند [زیرا حیوانات از سر غریزه کارهای شگفتی می کنند].

آیا نمی بینی که چگونه برای انسان اعضا، عقل و دیگر ویژگی ها آفریده شد تا با نبود و یا ناقص بودن آنها دشواری در کارش رخ ندهد و آفرینش او تمام و کامل باشد. چرا چنین شد؟ آیا این جز بیانگر خلقتی حکیمانه و عالمانه است؟

مفضّل می گوید: عرض کردم : پس از چه روی برخی از مردم شماری از این اعضا را ندارند و به خاطر آن در دشواری هایی که فرمودید می افتند؟

فرمود: این امر گاه برای آن است که شخص مبتلا، تأدیب شود و نیز دیگران از آن، درس عبرت بگیرند. چنانکه گاه پادشاهان مردم را به خاطر اهداف تأدیب می کنند. بی شک این اعمال آنان، گاه پسندیده و تدبیری نیکوست.

همچنین کسانی که دچار این بلاها می شوند اگر ‍‍‍]بی شکیب نباشند و] خدای را سپاس گویند و به درگاهش اِنابه کنند، پس از مرگ از پاداش عظیم و بسیار بهره مند می گردند تا جایی که اگر پس از مرگ اختیار داشته باشند چنین می خواهند که بار دیگر در بلاها درافتند و از پاداش و اجر الهی سود ببرند.

 

------------------------------------------------------------------

 

میلاد با سعادت امام سجاد u مبارک باد

پنجشنبه  17/5/1387

 

------------------------------------------------------------------

 

یک فراز اخلاقی

شخصی نزد امام سجاد u

/ 0 نظر / 12 بازدید